شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

442

يكشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۸ ق.ظ


طبیعی ترین واکنش به فشارهای روانی که این روزها از هر طرف به مغزمان شلیک می شود، افسردگی است. چاره ای نداریم جز اینکه روی انگشت های پا بایستیم و دماغمان را بالاتر از سطح آب نگه داریم. به هر حال نباید خفه بشویم...

این روزها چطور می گذرد؟ کاملا روزمره و پر رفت و آمد. کتاب ها را از خانه نیاورده ام چون چمدانم حقیقتا جا نداشت. ولی رفت و آمدها نود درصد دوست داشتنی هستند و کمک می کنند تا حرف زدن را فراموش نکنم. اینجا انجیرها رسیده و طبق معمول لامصب ها بسیار شیرین هستند. در بیست و چهار ساعت، هشت ساعت آب نداریم و گاهی برای شست و شوی جوجه دچار مشکل می شوم. اگر فوتبال باشد، تلویزیون روشن می شود و َخانواده با هم تصمیم می گیرند از یک تیم متنفر شوند. امروز برای تصمیم بین تیم های فرانسه و آرژانتین دچار مشکل شده بودیم. چون فرانسه عوضی است و همین امروز از کنفرانس منافقین در خاکش حمایت کرده و گل سرسبد آرژانتین هم مسی است که اخلاقش گند است و برای صهیونیست ها دم تکان می دهد. نهایتا تصمیم بر این شد که طرفدار آرژانتین باشیم که البته بازی را ندیدم. امروز غذا را هم من پختم و کلی بابت نبودن روغن کنجد و نمک دریا غر زدم و یادآوری کردم که اگر من نباشم، خودشان را با روغن های فاجعه ی کارخانه ای و نمک های بی کیفیت بیرونی به کشتن می دهند. حالا هم منتظر نشسته ام که امپراطور کوچولو بیدار شود و مراسم تعویض پوشک را انجام دهم و در این بین، شاید سری به کتاب خانه های خانه زدم تا چیزی برای خواندن پیدا کنم.

فعلا همین.



  • ۹۷/۰۴/۱۰
  • ۲۶ نمایش
  • شبگرد

نظرات (۱)

  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • :)
    ان شاءالله دلتون پر از شوق 
    قلبتون مالا مال از آرامش
    پاسخ:
    ان شاء الله  ان شاء الله
    همچنین شما 😊
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی