شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

466

چهارشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۳۲ ق.ظ


برنامه داشتیم که با هم بریم پیاده روی اربعین ولی به خاطر دو موضوع، رفتن من و آدم کوچولو کنسل شد. اول اینکه ما همین چند ماه پیش کربلا بودیم و اگر قصد داشتیم دوباره بریم، با هزینه ی رفت و برگشت هوایی ما ، سه نفر دیگه میتونستن زمینی برن  نجف و به نظرم این شکلی زیارت رفتن خودخواهی بود و دوم اینکه، ترجیحم این بود که همسرم، برای چند روز بتونه به حال خودش مسیر رو طی کنه و استفاده کنه، بدون اینکه همش نگران آسایش ما باشه. این فضای تنفس رو براش واجب میدونستم. حالا هم اکثریت رفتنی ها از مرز عبور کردن و باقی تا آخر هفته میرن. چقدر فضای اطراف دلگیره و دلتنگی ها شدیده. با این حال امید دلم رو گرم میکنه. امید به شروع سال جدیدی که بعد از اربعین شروع میشه و مترادفه با یه پرش دیگه و این یعنی پایان یک فصل دیگه ی زندگی و شروع فصل جدیدتر. امیدوارم بذرهایی که با ناامیدی کاشتم، همین روزها جوونه بزنن.


  • ۹۷/۰۸/۰۲
  • ۲۰ نمایش
  • شبگرد

نظرات (۱)

  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • ان شاءالله از بذری که کاشتی امید و نور و شادی جوانه بزنه
    ایول الله. حالا چه قدر بیشتر توی ثواب این پیاده روی سهیم می شی :* 
    التماس دعا

    پاسخ:
    ممنونم از دعای خیرت
    همیییشه به من لطف داری😊
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی