شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

۴ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

گفتن ندارد...


آدم بی نفرت یعنی آدم بی رگ و پِی. یعنی آدم ماست. یعنی آدم بی غیرتی که ترس و عافیت طلبی، باعث می شود برای آنچه که دوست دارد قد عَلَم نکند. این را گفتم که بگویم، بند بند وجود ما هنوز برای گرفتن انتقام در ارتعاش است. بچه های ما، قبل از دیدن چهره ی ما، صدای ما را می شوند که آرام لعن ها و سلام ها را برایشان تکرار کنیم. لعن ها و سلام ها می شود خون و می دَود در قلب و مغزشان. این ها را گفتم که بگویم، درست است که روانم کشش روضه ی فاطمیه را ندارد، درست است که خیلی خسته ام، درست است که مرتب از خودم می پرسم بعدش چه؟ ولی هنوز امید دارم. امید دارم به جوششی که بالاخره در یکی از این روزهای گَند، اوضاع را عوض می کند. نوبت تسویه حساب ما هم بالاخره می رسد :)


در ستایش نیکی هیلی!


نیکی هیلی با تمام وجود معتقد است که ما همان خرابکارهایی هستیم که موجودیت کشورش و سوگولی کشورش یعنی اسرائیل را تهدید می کنیم. نیکی هیلی درست فکر می کند و بابت این عقیده اش می جنگد. او در هر زمان که بتواند، جوری با نفرت از ایران و حزب الله و یمن حرف می زند که رگ گردنش بیرون می زند و لحظه ای از تلاش برای ضربه زدن به دشمنانش دست برنمی دارد. خلاصه اینکه یادبگیریم! یاد بگیرم به عبارتی!
تصویر: اعضای شرکت کننده در نشستی غیرایرانی که اخیرا به همت نیکی هیلی برگزار شده است

418


جنایت علیه بشریت یعنی آن لحظه ای که کل فکر و ذکرت به صفحه ی لپ تاپ است و داری مشکلی را حل می کنی. در همین حین، یکی از اعضای عزیز خانواده می آید و بالای سرت می ایستد و تو وقتی که برای نگاه کردن به چهره اش سرت را بالا می آوری، روح از تنت جدا می شود. چون ایشان کل صورتش را ماسک زغال مالیده!


بازگشت به خانه


نتوانستم با وبلاگ جدیدم کنار بیایم. همینجا خیلی بهتر است :)