شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

یک آدم خیلی معمولی


+سلام شبگرد! یادته وقتی بچه بودی راه می رفتی و با خودت حرف می زدی؟ هنوز از این عادت ها داری؟

-اون حرفا، حرفای من نبود. یه سری آدم توی کله م می چرخیدن. اونا حرف می زدن و من می نوشتم. بعد یه روزی این کارها هم تاریخ مصرف شون گذشت. منم مجبور شدم اون آدم های توی کله م رو همونجا بندازم توی قفس و درش رو قفل کنم و قفس رو ببرم زیر آب. آخرین حباب های اکسیژن که روی آب ترکیدن، سرم آروم آروم شد. پاییز همون سال سرما خوردم و با فین فین، بقایای اون موجودات از کله م خارج شدن. حالا منم یه آدم عادی ام. کنکور ارشد کیه؟


  • ۹۷/۰۳/۰۲
  • شبگرد

نظرات  (۴)

  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • :)))

    مال من اما هنوزم گاهی ولوله میکنن
    پاسخ:
    بزن توی گوششون! پر رو میشن :)
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • در به درا این قدر بی محلی کردم بهشون که دیگه اصلا واکنش خیلی خاصی نشون نمیدن. هر دفعه میان و خودشون میرن :)))

    ولی یه مدت این قدر فعالیتشون شدید بود که من نفس میکشیدم پست مینوشتن از توش :/ 
    پاسخ:
    سکوت نشونه ی خوبی نیستا ! شاید دارن یه سازه ی جنگی بسیار خطرناک تولید می کنن :)
    فرو بردن قفس به زیر اب، از شیوه های معاصر اعدام داعش هست!
    پاسخ:
    فکر می کردم ابداع ذهن خودم بوده. پس داعش باز هم یه قدم ازم جلوتر بوده متاسفانه!
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • :) آهان. خیلی ممنونم ازتون.لطف کردید خواهری
    پاسخ:
    خواهش میکنم 😊
    نمایندگی مشهدش دارو پست میکنه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی