شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

شبگرد

روزهای زندگی یک شبگرد

خاطرات سفیر

چهارشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۳۴ ب.ظ


"حضار کارشون دست زدنه... این تویی که باید بدونی زندگی ت رو داری وقف اثبات چی می کنی."

خاطرات سفیر - نیلوفر شادمهری


پی نوشت: کتاب چطور بود؟ بیشتر شبیه این بود که صفحات یک وبلاگ رو پرینت گرفته باشن. به نظرم اگر وقت صرفش می شد، می تونست کتاب بهتری از آب دربیاد. ولی خب، با همین وضعیت هم خوندش تنوع خوبی بود. هرچند چیز جدیدی یاد نگرفتم.

پیشنهادم؟ بخونید به نظرم


  • ۹۷/۰۳/۳۰
  • ۳۷ نمایش
  • شبگرد

نظرات (۴)

  • آرزوهای نجیب (:
  • اینقدر از این کتاب تعریف شنیدم، که با خودم گفتم خدایا میشه یه فرصت بهم بدی که بخونمش.
    ولی مطمئن بودم چیز دندون‌گیری نیست فقط به دو دلیل: اول اینکه آقای خامنه‌ایی توصیه به خوندنش کردن (توی پرانتز بگم من سلیقۀ کتاب‌خونی آقای خامنه‌ایی به جز موارد وطنی خیلی قبول دارم) و دوم اینکه سورۀ مهر چاپش کرده.
    پاسخ:
    همین یه ساعت پیش داشتم به همین فکر می کردم. به اینکه سلیقه ی من و آقا با هم نمیخونه :((
    به نظرم اسم و فامیل نویسنده، در چاپ اثر توسط سوره مهر 99 درصد اثر داشته.
    از کتابه هم فکر نمیکنم خوشت بیاد. ورژن جذاب تره لبخند مسیحه. البته ظلم نکنم. به لحاظ مباحث مطرح شده از لبخند مسیح چندین پله بالاتره. ولی من اگر زمان برگرده بازم خاطرات سفیر رو می خونم. حسش خوب بود
  • آرزوهای نجیب (:
  • مگه نویسنده‌اش کیه؟ 
    پاسخ:
    شخص مشهوری نیست. ولی سابقه میگه برای چاپ اثر در سوره مهر اسم و رسم و روابط خیلی مهمه. خیلیییی
    سلام و تبریک  و تبریک همه عیدها و این ها و امید بر سلامتی تان و ...
    بله رابطه ها به طرز وحشتناکی مهم است.
    پاسخ:
    به به. سلام. خوبید شما؟
    بله متاسفانه...
    موافقم!
    پاسخ:
    موافقت شما موجب رضایت ماست :(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی